بدون هیچ حرف اضافی می گویم:
رفتنت هیچ وقت در باورم جایی ندارد...!
همین!

بدون هیچ حرف اضافی می گویم:
رفتنت هیچ وقت در باورم جایی ندارد...!
همین!

هيچ ميداني مسلماني به چيست؟
هم عبادت هم كليد معنويست
قسم به شب، هنگام آرامش آن
که خدای تو هیچ گاه تو را ترک نگفته و بر تو خشم نگرفته است...
و البته آخرت برای تو بهتر از دنیاست...
... پروردگار تو چندان به تو عطا خواهد کرد که تو راضی شوی...
"جملات دوست داشتنی سوره ضحی"
بخواهید از خدا هر آنچه را که برای خود آرزو دارید :)
دوستای گلم سلام...
بابت نبودن طولانی مدت، عذر اینجانب را پذیرا باشید
اصلا به کل فراموش کرده بودم اینجا را...
اونقدر دل گرفتگی داشتم تو این مدت
شاید دقیقا از آخرین پستی که تو این وبلاگ گذاشتم...
دلم گرفت وقتی از یه سری از همکارای خوبم که به دیدن هر روزهشان عادت کرده بودم جدا شدم...
تلخ بود، خیلی زیاد...
آخر من لجباز و یکدنده حرفم یکی است... جدا شدم از دنیای مطبوعات، بازگشتی هم در کار نیست که نیست
دیگر برایم مهم نبود اگر از ابرار جدا شوم، چه میشود؟ پیشنهاد کدام نشریه را قبول کنم؟ روزنامه نود؟؟ ایپنا؟؟ یا روزنامه استقلال جوان؟؟! برای من که عاشق استقلال بوده و هستم معقول بود خودم را به کدامین نشریه برسانم...
نه خیر اینها دیگر هیچ به درد من نمیخورد که نمیخورد... نشستن پشت "پی سی" و خبر زدن از فلان باشگاه و فلان بازیکن که میلیون ها میلیون تومن قرارداد هر کدامشان برای یک نیم فصل هست!! و یک دو زاریش هم به من نمیماسد آخر من رو چه به این کارها... که هی فلانی برای چه در آن مهمانی شرکت کردی؟!!! فوتبالت برای همیشه تمام شد... خوب تمام شد که تمام شد... ارتباطش به من چیست؟
ناسلامتی درس خوانده ام! حرفه من حسابداری ست، حسابرسی است. اصلا از این به بعد... تصمیم خودم را گرفتم... شاید از همین چند روز پیش وقتی بزرگی دلش برای این جماعت کودن به رحم آمده و علناً می گوید که چه کرده که ریاست کل حسابرسی دانشگاه آزاد را به دستان او سپردند؛ شاگردانش هم با حماقت هر چه تمام به جای اینکه گوش فرا دهند به سخنان این استاد واقعا استاد! یکی حواسش را سپرده به دختر جلو دستی اش و دیگری مشغول تحویل دادن پیامک به صاحبش است و از این قبیل کارهای زننده آن هم سر کلاس به اصطلاح درس. مطمئناً از "حداقل" کسانی که اصل مطلب را گرفتند شاید تنها یک نفر به دنبال قضیه برود تا ببیند به کجا می رسد؛ می خواهم آن یک نفر من باشم!! تصمیم خودم را گرفتم... مگر چه اشکالی دارد که در آینده یک همچین سمتی را به من بدهند؟ بهتر از شغل پیشین نیست؟؟ در این فوتبال به ظاهر ناپاک!! و باطن لجن!! (البته معذرت خواهی می کنم بابت استفاده از این الفاظ) آیا جای من است؟
خودتان قضاوت کنید...
کسی که یک آسمان را هدیه می آورد، کسی که از آسمان آمد، کسی که تا آسمانها رفت ...
نمی دانم که شاید بود ولی خوب می دانم صدای قلب من گم شد در آن دنیای مهتابی
و
چشمم اشک و بی خوابی، مِشکی رفت تا آبی نخوابیدم ولی دیدم و شاید خواب می دیدم که تو بودی نفس هم بود
و خواب در خواب می دیدم ولی من باز می گویم حقیقت بود و بیش از هر چه باور هست می گویم:
تنها مال من بودی
و دنیایم در آغوشم و من پرواز می کردم و من که یار غم بودم خوشی آغاز می کردم...
کجا بودی ؟
نمی دانم
کجای بودی؟
کنار من؟
و من این خوب می دانم ...
بخند دنیای ناباور بخند ای مهربان من بخند تا عمق احساسات بخند آن تو جهان من!
و تو یک لحظه خندیدی و من یک عمر خندانم
و تو یک لحظه می آیی و من یک عمر می مانم
کسی باور نخواهد کرد رویا را ولی من باورت کردم
تو دنیایی و آهت می برد با خود هزاران موج دریا را
بدان من باورت کردم